تبليغاتX
فالگو | فال گو | فال | طالع بینی | فالــ - فلسفه دعا کردن
فالگو | فال گو | فال | طالع بینی | فالــ
انواع فال و طالع بینی|آموزش|انواع فال|تست روانشناسی|تعبیر خواب|دعاهای مشکل گشا

مشاهده 2012 »

 

فلسفه دعا کردن

 

در حدیثی قدسی آمده : ای بنده من از دعا کردن خسته مشو آنچنان که من از استجابت خسته نمیشوم

این اهمیت تا آنجاست که ناامیدی از خداوند جزو گناهان کبیره آمده و امید به خدا جزو واجبات است وچیزی مانند دعا نمیتواند اثبات کننده امید انسان به خدا باشد وانگهی مسئلت ازدیگران ذلت است اگر روا گردد توام با منت و اگر روا نگردد حقارت است.

اما درخواست کردن از خدا سربلندی است اگر مستجاب شود ، بی منت و اگر هم با منت باشد افتخار است و اگر مستجاب نشود مصلحت و ذخیره است وهر دو نعمت هستند ، لذا هیچ غنیمتی مانند دعا و هیچ ضرر و ندامتی به اندازه عدم درخواست از خداوند نیست .

امام علي علیه السلام در وصيتي به امام حسن (ع) ميفرمايند : بدان كه كسي كه ملكوت و خزائن دنيا و آخرت در دست اوست، به تو اجازه داده است تا او را بخواني و اجابت دعاي تو را ضمانت كرده است و به تو فرمان داده است كه از او بخواهي تا به تو عطا كند و او مهربان و بخشنده است، ميان تو و خودش، حجابي ننهاده و تو را به آوردن واسطه و ميانجي، وادار نكرده است ، سپس كليد خزائن و گنجينه هايش را كه همان دعا و خواستن از اوست، دراختيار تو نهاده است پس هرگاه تو بخواهي، با دعا كردن، گنجينه هاي او را مي گشايی.

امام صادق (ع) میفرمایند: نزد خداوند مقامي است كه جز با دعا و تقاضا، نميتوان به آن رسيد و اگر بنده اي، دهان خود را از دعا فرو بندد و چيزي تقاضا نكند، چيزي به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود؛ چرا كه هر دري را بكوبيد و اصرار كنيد، سرانجام گشوده خواهد شد.

خداوند از درون انسان آگاه است و این نیست که اگر انسان دعا را به زبان نیاورد خدا از حاجت او بی خبر میماند لکن به زبان آوردن دعا اولا این را میرساند که انسان در دعای خود به خدا امیدوار است و ثانیا به زبان آوردن دعا نشانه اصرار بر حاجت درونی است که به استجابت بسیار نزدیکتر است.

مقدرات الهی ترکیبی از مشیت خدا ومشیت و دعای انسان است ، اینکه در شبهای قدر آمده که مقدرات تعیین میشوند واز طرفی نیز به شب زنده داری ودعا و مناجات سفارش شده به خاطر آن است که نوع حاجت ، رفتار ، تفکر و شدت اصرار بنده نسبت به حوائج خود قطعا تاثیر در نوع مقدرات دارد.

پیامبر (ص)میفرمایند : براي هر حاجتي كه داريد حتي اگر بند كفش باشد، دست خواهش به سوي خداي عزوجل دراز كنيد زيرا تا او آن را آسان نگرداند ، آسان نشود.

استجابت دعاهای معنوی انسان با موانع کمتری روبروست ولی دعاهای غیر معنوی که انسان برای امر دنیای خود میکند در بسیاری از موارد به استجابت نمیرسد که دلایل مختلفی میتواند داشته باشد .

 


 

فلسفه دعا کردن

 

۱. تسکین و آرامش:

انسان در صحبت با معبود حتی اگر انسانی خدا پرست هم نباشد ، اینکه بداند کسی هست که به حاجت او توجه میکند و قادر بر انجام نیاز اوست او را آرام مینماید.

شما بنگرید هرانسانی که درد دل و حاجتی دارد به دنبال دوست و هم رازی میگردد که راز ،خواسته و درد خود را به او بگوید ؛ زیرا اگرطرف او نتواند مشکلش را حل نماید حداقل اینست که شخص از بار غم سبک میشود چه رسد به معبود که هم شنونده حاجت و نیاز انسان است و هم اصل و سرچشمه تمام قدرتها واجابت هاست وهم بهترین دوست بنده اش.

 

۲. آشنا شدن انسان با خدا و عادت دادن او بر هم صحبتی با خداوند:

زیرا هرچه مصاحبت با خدا بیشتر شود انسان از مصاحبت دنیا و غیر خدا بیشتر فاصله میگیرد ، علاوه بر اینکه حضور خداوند را بر احوال وافعال خود به طور عمیق تر درک مینماید.

چون این اعتقاد به حضور معبود است که انسان را به صحبت با او وا میدارد و تکلم با اوست که اعتقاد حضور خدا را بیش از پیش در وجود انسان راسخ میگرداند .

هر انسان اگر به خاطر ذکر وعبادت نباشد حداقل به خاطر حاجت و عرض نیاز به سوی خدا رو میکند وهمین عرض نیاز مقدمه ایست برای آشنایی ومحرمیت بیشتر او با خدا که کم کم آدمی را به سوی ذکر و عبادت و معرفت بیشتر سوق میدهد.

دعا بهترین راه برای اتصال و آشنایی انسان با خداست ، گاه شما نیاز وحاجتی دارید به شما میگویند تنها کسی که میتواند مشکلتان را حل کند فلانی است بعد شما پیش او میروید و با او اشنا میشوید و هر روز میروید و می آیید ، در این عرض حاجت و رفت و آمد شما چه به خواسته خود برسید یا نرسید با آن طرف دیگر آشنا و هم صحبت ودوست شده اید و اگر او انسان بزرگ و کاملی باشد ممکن است آنچنان دوستارش شوید که دیگر حاجت خود را از یاد ببرید و دیگر ندانید برای چه کاری پیش او آمده بودید.

گاه انسان به گرفتاری هایی دچار میشود که دیگر از انسانها هم کاری ساخته نیست وخدا را به او معرفی میکنند و او هر چند هم که با خدا بیگانه باشد برای رسیدن به حاجت میرود و در درگاهش عرض سلام ونیازم کند و همین مقدمه آشنایی و دوستی بین او و خداست ، اینجاست که اگر خدا دوست دار او باشد آن قدر معطلش میکند تا او را به مقام عشق و دوستی خود برساند.

 

۳. فهم اینکه بین انسان و معبود نه فاصله ای و نه واسطه ایست:

ملاقات با هرشخصیت مهمی باید با سلسله مراتب و وقت قبلی و هماهنگی با منشی او باشد ولی ارتباط با خدا که بالاترین مقام عالم است هر زمان وهر مکان وبدون هر گونه واسطه میسر است.

 

۴. رسیدن انسان به غنیمت دعا:

دعا اگر مستجاب شود خیر و میمنت برای اوست و اگر نشود جایگزین و خیر دیگری برای او رقم میخورد.

 

۵. حقیقت بنده بودن:

اینکه انسان در مقابل خدا خود را فقیر ،نیازمند و ذلیل ببیند و حقیقت بنده بودن را عمیق تر درک کند.

خداوند اصولا میتوانست انسان را غنی خلق کند یا اصلا کاری کند که در او نیاز مادی نباشد یا همه حاجاتش به سهولت میسر شود ولی او را نیازمند ، فقیر و محروم خلق کرده تا برای گرفتن حاجات به سوی خدا متوجه شود و با اورابطه بر قرار کند و حقیقت بنده بودن را چشیده و غرور او در برابر خدا فروکش کند .

 

۷. تقویت امیدواری:

زیرا انسان در طلب کردن بیشتر از سکوت به رسیدن به مطلوب خویش امیدوار میشود.

در مطالبه از غیر خدا این امیدواری خیلی ضعیف تر است یا اصلا وجود ندارد چون بعضی حوائج است که فقط گره گشای آن خداست و از دست هیچ کس دیگر کاری بر نمی آید تاجایی که یا دعای انسان مستجاب گشته و یا اگر مصلحت نباشد خیر دیگری برای او رقم میخورد و آن خواسته به تدریج از دل شخص بیرون میگردد ، این امیدواری نخواهد گذاشت آدمی آنچنان مایوس گردد که قدرت زندگی وحیات از او گرفته شود.

 

۸. خشنودی خداوند:

دعا کردن بنده نهایت مطلوب خشنودی خداست از آن جهت که آدمی با دعا به وظیفه بندگی خود که عمل نموده و این جلب رضایت وخشنودی با بلاهایی که حاصل گناهان انسان وخشم الهی است مقابله کرده و آنها را دفع مینماید.

امام علی (ع) فرمودند : امواج بلا را به واسطه دعا دفع کرده واز بین ببرید ؛ این همان چیزی است که روح شناسان از آن به انرژِی مثبت تعبیر میکنند و هر چه تساطع این نوع انرژی و موج از انسان بیشتر باشد امواج منفی قدرت تاثیر کمتری بر روح وجسم و زندگی انسان خواهند داشت.

 

 

 



نیلوفر